از یک دقیقه سکوت سینماگران به احترام شهدای آتش نشان تا عکس یادگاری عوامل بهترین فیلم های مردمی ادوار فجر


151896.jpgسینماپرس: مراسم رونمایی از پوستر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر و مجموعه آثار مردمی چند دوره گذشته این رویداد ...

اس ام اس های جدید سوزدار و غمگین


174152-300x200.jpg اس ام اس های جدید سوزدار و غمگین را در خانه در ادامه ببینید : ...

عکس/ رونمایی از پوستر سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر


151911.jpgعکس/ رونمایی از پوستر سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر لینک منبع

فال روزانه دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵ برای متولدین ۱۲ ماه سال


images-3.jpg فال روزانه دوشنبه 4 بهمن را در ادامه ببینید : فال روزانه دوشنبه ...

داستان همسر زیبا و خوش چهره


fun1464-300x201.jpg یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود ازدواج کرد. ...

اس ام اس غمگین


sms-Amazing-300x236.jpg اس ام اس غمگین را در ادامه ببینید : اس ام اس غمگین ...

کاریکاتور حادثه پلاسکو


11.jpg کاریکاتور حادثه پلاسکو برای شما گردآوری شده است. کاریکاتور حادثه پلاسکو کاریکاتور حادثه پلاسکو ...

اس ام اس تسلیت فوت و مرگ


tasliat-300x215.jpg اس ام اس تسلیت فوت و مرگ را در ادامه ببینید : اس ام ...

طالع بینی هندی زن متولد بهمن


1824738596-talab-ir-300x225.jpg طالع بینی هندی زن متولد بهمن را در ادامه ببینید : طالع بینی هندی ...

عکس/ نشست مطبوعاتی ششمین جایزه سینمایی «ققنوس»


151871.jpgعکس/ نشست مطبوعاتی ششمین جایزه سینمایی «ققنوس» لینک منبع

فال روزانه یکشنبه ۳ بهمن برای متولدین ۱۲ ماه سال


download2-3-300x300.jpg فال روزانه یکشنبه 3 بهمن را در ادامه مطالعه کنید : فال روزانه یکشنبه ...




پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم..

داستان از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم

داستان از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم ,پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و… خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید…

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و … دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره …

داستان از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم

داستان از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! … اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین …

عصرایران

داستان از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم!

لینک منبع

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :
ارسال شده در دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵ و ۶:۲۳


نمونه سوالات پیام نور