از یک دقیقه سکوت سینماگران به احترام شهدای آتش نشان تا عکس یادگاری عوامل بهترین فیلم های مردمی ادوار فجر


151896.jpgسینماپرس: مراسم رونمایی از پوستر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر و مجموعه آثار مردمی چند دوره گذشته این رویداد ...

اس ام اس های جدید سوزدار و غمگین


174152-300x200.jpg اس ام اس های جدید سوزدار و غمگین را در خانه در ادامه ببینید : ...

عکس/ رونمایی از پوستر سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر


151911.jpgعکس/ رونمایی از پوستر سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر لینک منبع

فال روزانه دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵ برای متولدین ۱۲ ماه سال


images-3.jpg فال روزانه دوشنبه 4 بهمن را در ادامه ببینید : فال روزانه دوشنبه ...

داستان همسر زیبا و خوش چهره


fun1464-300x201.jpg یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود ازدواج کرد. ...

اس ام اس غمگین


sms-Amazing-300x236.jpg اس ام اس غمگین را در ادامه ببینید : اس ام اس غمگین ...

کاریکاتور حادثه پلاسکو


11.jpg کاریکاتور حادثه پلاسکو برای شما گردآوری شده است. کاریکاتور حادثه پلاسکو کاریکاتور حادثه پلاسکو ...

اس ام اس تسلیت فوت و مرگ


tasliat-300x215.jpg اس ام اس تسلیت فوت و مرگ را در ادامه ببینید : اس ام ...

طالع بینی هندی زن متولد بهمن


1824738596-talab-ir-300x225.jpg طالع بینی هندی زن متولد بهمن را در ادامه ببینید : طالع بینی هندی ...

عکس/ نشست مطبوعاتی ششمین جایزه سینمایی «ققنوس»


151871.jpgعکس/ نشست مطبوعاتی ششمین جایزه سینمایی «ققنوس» لینک منبع

فال روزانه یکشنبه ۳ بهمن برای متولدین ۱۲ ماه سال


download2-3-300x300.jpg فال روزانه یکشنبه 3 بهمن را در ادامه مطالعه کنید : فال روزانه یکشنبه ...




در یک دهکده کوچک نزدیک نورنبرگ خانواده ای با ۱۸ فرزند زندگی می کردند..

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ ,در یک دهکده کوچک نزدیک نورنبرگ خانواده ای با ۱۸ فرزند زندگی می کردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می بایستی ساعتهای طولانی در روز، به هر کار سختی که در آن حوالی پیدا می شد تن می داد.
در همان وضعیت اسفباک آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از ۱۸ فرزند) رویایی را در سر می پروراندند.
هر دوشان آرزو می کردند نقاش چیره دستی شوند،
اما خیلی خوب می دانستند که پدرشان هرگز نمی تواند
آن ها را برای ادامه تحصیل به نورنبرگ بفرستد.

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ

یک شب پس از مدت زمان درازی بحث در رختخواب، دو برادر تصمیمی گرفتند. با سکه قرعه انداختند و بازنده می بایست برای کار در معدن به جنوب می رفت و برادر دیگرش را حمایت مالی می کرد تا در آکادمی به فراگیری هنر بپردازد، و پس از آن برادری که تحصیلش تمام شد باید در چهار سال بعد برادرش را از طریق فروختن نقاشی هایش حمایت مالی می کرد تا او هم به تحصیل در دانشگاه ادامه دهد.
آن ها در صبح روز یک شنبه در یک کلیسا سکه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن های خطرناک جنوب رفت و برای چهار سال به طور شبانه روزی کار کرد تا برادرش را که در آکادمی تحصیل می کرد و جزء بهترین هنرجویان بود حمایت کند.

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ , داستان خواندنی و جذاب وکوتاه آلبرشت نقاش
داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ

نقاشی های آلبرشت حتی بهتر از اکثر استادانش بود.
در زمان فارغ التحصیلی او درآمد زیادی از نقاشی های حرفه ای خودش به دست آورده بود.
وقتی هنرمند جوان به دهکده اش برگشت، خانواده دورر برای موفقیت های آلبرشت و برگشت او به کانون خانواده پس از چهار سال یک ضیافت شام برپا کردند. بعد از صرف شام آلبرشت ایستاد و یک نوشیدنی به برادر دوست داشتنی اش برای قدردانی از سال هایی که او را حمایت مالی کرده بود تا آرزویش برآورده شود، تعارف کرد و چنین گفت:

آلبرت، برادر بزرگوارم!

حالا نوبت توست، تو حالا می توانی به نورنبرگ بروی و آرزویت را تحقق بخشی و من از تو حمایت می کنم.
تمام سرها به انتهای میز که آلبرت نشسته بود برگشت.
اشک از چشمان او سرازیر شد.
سرش را پایین انداخت و به آرامی گفت:
نه!
از جا برخاست و در حالی که اشک هایش را پاک می کرد به انتهای میز و به چهره هایی که دوستشان داشت، خیره شد و به آرامی گفت:
نه برادر، من نمی توانم به نورنبرگ بروم، دیگر خیلی دیر شده،
‌ببین چهار سال کار در معدن چه بر سر دستانم آورده،
استخوان انگشتانم چندین بار شکسته و در دست راستم درد شدیدی را حس می کنم،
به طوری که حتی نمی توانم یک لیوان را در دستم نگه دارم.
من نمی توانم با مداد یا قلم مو کار کنم، نه برادر، برای من دیگر خیلی دیر شده.

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ

بیش از ۴۵۰ سال از آن قضیه می گذرد.
هم اکنون صدها نقاشی ماهرانه آلبرشت دورر قلمکاری ها و آبرنگ ها و کنده کاری های چوبی او در هر موزه بزرگی در سراسر جهان نگهداری می شود.
یک روز آلبرشت دورر برای قدردانی از همه سختی هایی که برادرش به خاطر او متحمل شده بود،
دستان پینه بسته برادرش را که به هم چسبیده
و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصویر کشید.
او نقاشی استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاری کرد
اما جهانیان احساساتش را متوجه این شاهکار کردند
و کار بزرگ هنرمندانه او را “دستان دعا کننده” نامیدند.

داستانک

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ

لینک منبع

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :
ارسال شده در دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵ و ۶:۲۳


نمونه سوالات پیام نور