کاریکاتور محسن هاشمی روی جلد شرق!


17-8-20-9556photo_2017-08-19_21-38-021.jpg کاریکاتور محسن هاشمی , محسن هاشمی بهرمانی عضو شورای شهر تهران در دوره پنجم و مدیر ...

پیامک جملات فلسفی و خواندنی


sentences1.jpg پیامک جملات فلسفی و خواندنی پیامک جملات فلسفی و خواندنی , بهترین کار این است که مشکلاتتان را برای ...

انجمنی مثلا سینمایی که در آن همه با هم دشمن‌اند!/ صنفی که بودنش فقط به درد گرفتن کارت جشنواره فجر می‌خورد


159714.jpgسینماپرس: چندین سال است که تشکیلات انجمن، پر سر وصداست. خصوصا هیأتی که در راس کارند. صنفی که بودنش فقط ...

فال روزانه یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ برای متولدین ۱۲ ماه سال


44.jpg فال روزانه یکشنبه 29 مرداد فال روزانه یکشنبه 29 مرداد , طالع امروز خود را ببینید: فال روزانه یکشنبه ...

متولدين ۲۹ مرداد ماه چه خصوصیات مشترکی دارند؟


500x359_1401095743071248.jpg متولدين 29 مرداد ماه متولدين 29 مرداد ماه , تحت سلطه عدد 2 و سياره ماه هستند. ماه آگوست ...

اس ام اس های عاشقانه و دلتنگی


romantic1.jpg اس ام اس های عاشقانه و دلتنگی اس ام اس های عاشقانه و دلتنگی , ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ...

از افشای اختصاص بودجه‌های فرهنگی به زمین‌خواری در شمال تا عصبانیت نماینده اصلاح طلب از وزارت ارشاد دولت روحانی


128568.jpgسینماپرس: وزیر پیشنهادی ارشاد با بیان اینکه یکی از دستاوردهای ما در دوره دولت یازدهم بهبود نسبی اقتصادی بخش هنر ...




مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود كه ماشین اسپرت زیبایی..

داستان کوتاه هدیه فارغ التحصیلی

داستان هدیه فارغ التحصیلی ,مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود كه ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه‏ های یك نمایشگاه به سختی توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو می كرد كه روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود كه برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد.

او می دانست كه پدر توانایی خرید آن را دارد. بلأخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت: من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر كس دیگری در دنیا دوست دارم.

سپس یك جعبه به دست او داد. پسر، كنجكاو ولی نا امید، جعبه را گشود
و در آن یك انجیل زیبا، كه روی آن نام او طلاكوب شده بود، یافت.
با عصبانیت فریادی بر سر پدر كشید و گفت:
با تمام مال و دارایی كه داری، یك انجیل به من می دهی؟
كتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترك كرد.

داستان هدیه فارغ التحصیلی

داستان هدیه فارغ التحصیلی

سال ها گذشت و مرد جوان در كار و تجارت موفق شد.
خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده.
یك روز به این فكر افتاد كه پدرش، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند.
از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود.
اما قبل از اینكه اقدامی بكند، تلگرامی به دستش رسید كه خبر فوت پدر در آن بود
و حاكی از این بود كه پدر، تمام اموال خود را به او بخشیده است.
بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید.

هنگامی كه به خانه پدر رسید، در قلبش احساس غم و پشیمانی كرد.
اوراق و كاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت.
در حالیكه اشك می ریخت انجیل را باز كرد و صفحات آن را ورق زد و كلید یك ماشین را پشت جلد آن پیدا كرد.

در كنار آن، یك برچسب با نام همان نمایشگاه كه ماشین مورد نظر او را داشت، وجود داشت.
روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود:
تمام مبلغ پرداخت شده است.

داستانک

داستان هدیه فارغ التحصیلی

لینک منبع

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :
ارسال شده در دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ و ۰:۳۷


جدیدترین مطالب سایت
نمونه سوالات پیام نور