پیامک های جدید خانه تکانی


dy15ur8lsvsrh1k5okh-1-300x283.jpg پیامک های جدید خانه تکانی را در ادامه ببینید : پیامک های جدید خانه ...

بازیگران متولد اسفند ماه


p16vaevc3i121vq9j1o16st77ml7-300x188.jpg بازیگران متولد اسفند ماه کدامند ؟ بازیگران متولد اسفند ماه بازیگران متولد اسفند ماه ...

داستان اکسیژن خیالی


fun2108-300x262.jpg مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند…؛ داستان اکسیژن خیالی داستان اکسیژن ...

عکس/ مراسم جایزه اسکار ۲۰۱۷


154260.jpgعکس/ مراسم جایزه اسکار ۲۰۱۷ لینک منبع

عکس/ فرش قرمز مراسم جایزه اسکار ۲۰۱۷


154210.jpgعکس/ فرش قرمز مراسم جایزه اسکار ۲۰۱۷ لینک منبع

سیاسیون برای تبریک به فرهادی از سینماگران پیشی گرفتند!


13951209000691_PhotoL.jpgسینماپرس: محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در واکنشی به دریافت اسکار بهترین فیلم خارجی توسط فیلم سینمایی «فروشنده »گفت: ...

متولدین ۹ اسفند ماه چه خصوصیات مشترکی دارند؟


images-4.jpg متولدین 9 اسفند ماه تحت سلطه عدد 9 و سياره مريخ هستند. ...

فال روزانه دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ برای متولدین ۱۲ ماه سال


imag123es-2.jpg فال روزانه دوشنبه 9 اسفند خود را در ادامه مطالعه کنید : فال روزانه ...

پیامک انگلیسی تبریک سال نو


fu173.jpg پیامک انگلیسی تبریک سال نو را در اد امه ببینید : پیامک انگلیسی تبریک ...




یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود

داستان منطق

داستان منطق ,یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود: « منطق ماشین دودی». می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.

وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود
و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود.
من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند:
« ببین چه موجود عجیبی است!» معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند.

تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند
تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد.
همین که راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند.

داستان منطق , داستان جالب وخواندنی و آموزنده

داستان منطق

من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد،
چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش اعجاب قائل بود،
اعجاب بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.

دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است
که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است.
تا ساکت است، مورد تعظیم و تجلیل است.

اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی کند،
بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است.
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند
نه ساکت؛ متحرکند نه ساکن؛ باخبرترند نه بی خبرتر».

داستانک

داستان منطق , داستان جالب وخواندنی و آموزنده

لینک منبع

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :
ارسال شده در دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ و ۲۰:۱۸


جدیدترین مطالب سایت
نمونه سوالات پیام نور