کاریکاتور محسن هاشمی روی جلد شرق!


17-8-20-9556photo_2017-08-19_21-38-021.jpg کاریکاتور محسن هاشمی , محسن هاشمی بهرمانی عضو شورای شهر تهران در دوره پنجم و مدیر ...

پیامک جملات فلسفی و خواندنی


sentences1.jpg پیامک جملات فلسفی و خواندنی پیامک جملات فلسفی و خواندنی , بهترین کار این است که مشکلاتتان را برای ...

انجمنی مثلا سینمایی که در آن همه با هم دشمن‌اند!/ صنفی که بودنش فقط به درد گرفتن کارت جشنواره فجر می‌خورد


159714.jpgسینماپرس: چندین سال است که تشکیلات انجمن، پر سر وصداست. خصوصا هیأتی که در راس کارند. صنفی که بودنش فقط ...

فال روزانه یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ برای متولدین ۱۲ ماه سال


44.jpg فال روزانه یکشنبه 29 مرداد فال روزانه یکشنبه 29 مرداد , طالع امروز خود را ببینید: فال روزانه یکشنبه ...

متولدين ۲۹ مرداد ماه چه خصوصیات مشترکی دارند؟


500x359_1401095743071248.jpg متولدين 29 مرداد ماه متولدين 29 مرداد ماه , تحت سلطه عدد 2 و سياره ماه هستند. ماه آگوست ...

اس ام اس های عاشقانه و دلتنگی


romantic1.jpg اس ام اس های عاشقانه و دلتنگی اس ام اس های عاشقانه و دلتنگی , ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ...

از افشای اختصاص بودجه‌های فرهنگی به زمین‌خواری در شمال تا عصبانیت نماینده اصلاح طلب از وزارت ارشاد دولت روحانی


128568.jpgسینماپرس: وزیر پیشنهادی ارشاد با بیان اینکه یکی از دستاوردهای ما در دوره دولت یازدهم بهبود نسبی اقتصادی بخش هنر ...




یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود

داستان منطق

داستان منطق ,یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود: « منطق ماشین دودی». می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.

وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود
و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود.
من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند:
« ببین چه موجود عجیبی است!» معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند.

تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند
تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد.
همین که راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند.

داستان منطق , داستان جالب وخواندنی و آموزنده

داستان منطق

من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد،
چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش اعجاب قائل بود،
اعجاب بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.

دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است
که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است.
تا ساکت است، مورد تعظیم و تجلیل است.

اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی کند،
بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است.
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند
نه ساکت؛ متحرکند نه ساکن؛ باخبرترند نه بی خبرتر».

داستانک

داستان منطق , داستان جالب وخواندنی و آموزنده

لینک منبع

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :
ارسال شده در دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ و ۰:۴۰


جدیدترین مطالب سایت
نمونه سوالات پیام نور