درخشنده: سینما برای من عبادت است/ مجد: مشاوره فیلمساز با روانشناس و جامعه شناس باعث باورپذیری اثر اجتماعی است


157554.jpgسینماپرس: پوران درخشنده فیلمساز مطرح سینمای اجتماعی ایران تنها فیلمسازی است که همواره در آثار انسانی اش به موضوعات مرتبط ...

جشنواره فیلم کودک؛ گامی بلند برای تعالی سینمای کودک


156823.jpgسینماپرس: اهمیت سینمای کودکان و نوجوانان یک خاستگاه خاک خورده و با تجربه به نام جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و ...

فال روزانه جمعه ۲ تیر ۱۳۹۶ برای متولدین ۱۲ ماه سال


images.jpg فال روزانه جمعه 2 تیر فال روزانه جمعه 2 تیر , طالع امروز خود را ببینید: فال روزانه جمعه ...

متولدين ۲ تیر ماه چه خصوصیات مشترکی دارند؟


index-7.jpg متولدين 2 تیر ماه متولدين 2 تیر ماه , تحت سلطه عدد 5 و سياره عطارد هستند. ماه آوريل ...

عکس/ نشست صمیمی هنرمندان سینمای دفاع مقدس


157630.jpgعکس/ نشست صمیمی هنرمندان سینمای دفاع مقدس لینک منبع

درد دل سیاهی لشکر های سینما در «ماه عسل»/ هنروری که از حذف نقش خود در فیلم اصغر فرهادی گله کرد


157572.jpgسینماپرس: شب گذشته احسان علیخانی در بیست و یکمین برنامه «ماه عسل» به گفتگو با چهار هنرور سینما پرداخت. ...




یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود

داستان منطق

داستان منطق ,یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود: « منطق ماشین دودی». می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.

وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود
و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود.
من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند:
« ببین چه موجود عجیبی است!» معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند.

تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند
تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد.
همین که راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند.

داستان منطق , داستان جالب وخواندنی و آموزنده

داستان منطق

من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد،
چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش اعجاب قائل بود،
اعجاب بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.

دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است
که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است.
تا ساکت است، مورد تعظیم و تجلیل است.

اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی کند،
بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است.
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند
نه ساکت؛ متحرکند نه ساکن؛ باخبرترند نه بی خبرتر».

داستانک

داستان منطق , داستان جالب وخواندنی و آموزنده

لینک منبع

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :
ارسال شده در شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶ و ۵:۱۸


جدیدترین مطالب سایت
نمونه سوالات پیام نور