پیامک های جدید خانه تکانی


dy15ur8lsvsrh1k5okh-1-300x283.jpg پیامک های جدید خانه تکانی را در ادامه ببینید : پیامک های جدید خانه ...

بازیگران متولد اسفند ماه


p16vaevc3i121vq9j1o16st77ml7-300x188.jpg بازیگران متولد اسفند ماه کدامند ؟ بازیگران متولد اسفند ماه بازیگران متولد اسفند ماه ...

داستان اکسیژن خیالی


fun2108-300x262.jpg مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند…؛ داستان اکسیژن خیالی داستان اکسیژن ...

عکس/ مراسم جایزه اسکار ۲۰۱۷


154260.jpgعکس/ مراسم جایزه اسکار ۲۰۱۷ لینک منبع

عکس/ فرش قرمز مراسم جایزه اسکار ۲۰۱۷


154210.jpgعکس/ فرش قرمز مراسم جایزه اسکار ۲۰۱۷ لینک منبع

سیاسیون برای تبریک به فرهادی از سینماگران پیشی گرفتند!


13951209000691_PhotoL.jpgسینماپرس: محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در واکنشی به دریافت اسکار بهترین فیلم خارجی توسط فیلم سینمایی «فروشنده »گفت: ...

متولدین ۹ اسفند ماه چه خصوصیات مشترکی دارند؟


images-4.jpg متولدین 9 اسفند ماه تحت سلطه عدد 9 و سياره مريخ هستند. ...

فال روزانه دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ برای متولدین ۱۲ ماه سال


imag123es-2.jpg فال روزانه دوشنبه 9 اسفند خود را در ادامه مطالعه کنید : فال روزانه ...

پیامک انگلیسی تبریک سال نو


fu173.jpg پیامک انگلیسی تبریک سال نو را در اد امه ببینید : پیامک انگلیسی تبریک ...




روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم.

موسی و بد ترین بنده خدا

داستان موسی و بد ترین بنده خدا,روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم.

ندا آمد: صبح زود به در ورودی شهر برو. اولین کسی که از شهر خارج شد، او بدترین بنده ی من است.

حضرت موسی صبح روز بعد به در ورودی شهر رفت. پدری با فرزندش، اولین کسانی بودند که از شهر خارج شدند.

پس از بازگشت، رو به درگا خداوند کرد و ضمن تقدیم سپاس از اجابت خواسته اش، عرضه داشت: بار الها ، حل می خواهم بهترین بنده ات را ببینم.

ندا آمد: آخر شب به در ورودی شهر برو. آخرین نفری که وارد شهر شود، او بهترین بنده ی من است.

هنگامی که شب شد، حضرت موسی به در ورودی شهر رفت…

دید آخرین نفری که از در شهر وارد شد، همان پدر و فرزندش است!
رو به درگاه خداوند، با تعجب و درماندگی عرضه داشت: خداوندا!
چگونه ممکن است که بد ترین و بهترین بنده ات یک نفر باشد!؟

ندا آمد:

ای موسی، این بنده که صبح هنگام میخواست با فرزندش از در خارج شود، بدترین بنده ی من بود.
اما… هنگامی که نگاه فرزندش به کوه های عظیم افتاد،
از پدرش پرسید:بابا! بزرگ تر از این کوه ها چیست؟

داستان موسی و بد ترین بنده خدا,داستان خواندنی و کوتاه

داستان موسی و بد ترین بنده خدا

پدر گفت:زمین.

فرزند پرسید: بزرگ تر از زمین چیست؟

پدر پاسخ داد: آسمان ها.

فرزند پرسید: بزرگ تر از آسمان ها چیست؟

پدر در حالی که به فرزندش نگاه می کرد،
اشک از دیدگانش جاری شد و گفت:فرزندم.
گناهان پدرت از آسمان ها نیز بزرگ تر است.

فرزند پرسید: پدر بزرگتر از گناهان تو چیست؟

پدر که دیگر طاقتش تمام شده بود،
به ناگاه بغضش ترکید و گفت:عزیزم ، مهربانی و بخشندگی خدای بزرگ از تمام هرچه هست،
بزرگتر و عظیم تر است.

داستان موسی و بد ترین بنده خدا,داستان خواندنی و کوتاه

لینک منبع

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :
ارسال شده در دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ و ۲۰:۱۹


جدیدترین مطالب سایت
نمونه سوالات پیام نور