کاریکاتور محسن هاشمی روی جلد شرق!


17-8-20-9556photo_2017-08-19_21-38-021.jpg کاریکاتور محسن هاشمی , محسن هاشمی بهرمانی عضو شورای شهر تهران در دوره پنجم و مدیر ...

پیامک جملات فلسفی و خواندنی


sentences1.jpg پیامک جملات فلسفی و خواندنی پیامک جملات فلسفی و خواندنی , بهترین کار این است که مشکلاتتان را برای ...

انجمنی مثلا سینمایی که در آن همه با هم دشمن‌اند!/ صنفی که بودنش فقط به درد گرفتن کارت جشنواره فجر می‌خورد


159714.jpgسینماپرس: چندین سال است که تشکیلات انجمن، پر سر وصداست. خصوصا هیأتی که در راس کارند. صنفی که بودنش فقط ...

فال روزانه یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ برای متولدین ۱۲ ماه سال


44.jpg فال روزانه یکشنبه 29 مرداد فال روزانه یکشنبه 29 مرداد , طالع امروز خود را ببینید: فال روزانه یکشنبه ...

متولدين ۲۹ مرداد ماه چه خصوصیات مشترکی دارند؟


500x359_1401095743071248.jpg متولدين 29 مرداد ماه متولدين 29 مرداد ماه , تحت سلطه عدد 2 و سياره ماه هستند. ماه آگوست ...

اس ام اس های عاشقانه و دلتنگی


romantic1.jpg اس ام اس های عاشقانه و دلتنگی اس ام اس های عاشقانه و دلتنگی , ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ...

از افشای اختصاص بودجه‌های فرهنگی به زمین‌خواری در شمال تا عصبانیت نماینده اصلاح طلب از وزارت ارشاد دولت روحانی


128568.jpgسینماپرس: وزیر پیشنهادی ارشاد با بیان اینکه یکی از دستاوردهای ما در دوره دولت یازدهم بهبود نسبی اقتصادی بخش هنر ...




روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم.

موسی و بد ترین بنده خدا

داستان موسی و بد ترین بنده خدا,روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم.

ندا آمد: صبح زود به در ورودی شهر برو. اولین کسی که از شهر خارج شد، او بدترین بنده ی من است.

حضرت موسی صبح روز بعد به در ورودی شهر رفت. پدری با فرزندش، اولین کسانی بودند که از شهر خارج شدند.

پس از بازگشت، رو به درگا خداوند کرد و ضمن تقدیم سپاس از اجابت خواسته اش، عرضه داشت: بار الها ، حل می خواهم بهترین بنده ات را ببینم.

ندا آمد: آخر شب به در ورودی شهر برو. آخرین نفری که وارد شهر شود، او بهترین بنده ی من است.

هنگامی که شب شد، حضرت موسی به در ورودی شهر رفت…

دید آخرین نفری که از در شهر وارد شد، همان پدر و فرزندش است!
رو به درگاه خداوند، با تعجب و درماندگی عرضه داشت: خداوندا!
چگونه ممکن است که بد ترین و بهترین بنده ات یک نفر باشد!؟

ندا آمد:

ای موسی، این بنده که صبح هنگام میخواست با فرزندش از در خارج شود، بدترین بنده ی من بود.
اما… هنگامی که نگاه فرزندش به کوه های عظیم افتاد،
از پدرش پرسید:بابا! بزرگ تر از این کوه ها چیست؟

داستان موسی و بد ترین بنده خدا,داستان خواندنی و کوتاه

داستان موسی و بد ترین بنده خدا

پدر گفت:زمین.

فرزند پرسید: بزرگ تر از زمین چیست؟

پدر پاسخ داد: آسمان ها.

فرزند پرسید: بزرگ تر از آسمان ها چیست؟

پدر در حالی که به فرزندش نگاه می کرد،
اشک از دیدگانش جاری شد و گفت:فرزندم.
گناهان پدرت از آسمان ها نیز بزرگ تر است.

فرزند پرسید: پدر بزرگتر از گناهان تو چیست؟

پدر که دیگر طاقتش تمام شده بود،
به ناگاه بغضش ترکید و گفت:عزیزم ، مهربانی و بخشندگی خدای بزرگ از تمام هرچه هست،
بزرگتر و عظیم تر است.

داستان موسی و بد ترین بنده خدا,داستان خواندنی و کوتاه

لینک منبع

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :
ارسال شده در دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ و ۰:۴۱


جدیدترین مطالب سایت
نمونه سوالات پیام نور