کاریکاتور سرنگونی بن‌سلمان با اتحاد شاهزادگان‌سعودی


سرنگونی-بن‌سلمان.jpgبا شدید شدن بیماری ملک سلمان پادشاه عربستان فرزند او بن سلمان به جای او به سلطنت رسید. بن سلمان ...

اس ام اس احساسی و زیبای شب بخیر


ام-اس-احساسی-شب-بخیر-500x282.jpgشب زمانی برای آرامش و سکوت است. انگار عواطف انسان شب ها بیشتر شده و گویی دریچه احساسات باز می ...

داستان آموزنده آیا شما هم روزه هستید؟


روزه.jpgروزه گرفتن در ماه مبارک رمضان یکی از واجبات الهی است . واجبی که در پی آن فواید علمی بسیاری ...

شخصیت کسانی که مایل به ازدواج اند


30180-500x333.jpgازدواج مهم ترین انتخاب زندگی ما انسان هاست انتخاب یک فرد مناسب که به عنوان شریک زندگی تا آخر عمر ...

کاریکاتور بازی خطرناک این روزهای کودکان!


بازی-خطرناک-2-500x704.jpgدر پی سیاست های دولت و  فیلترینگ تلگرام و استفاده از فیلتر شکن کاریکاتور بازی خطرناک در ارتباط با همین ...

اس ام اس زیبا برای فتح خرمشهر


ام-اس-فتح-خرمشهر-1-500x311.jpgعملیات آزادسازی خرمشهر یکی از مهمترین اتفاقات ۸سال جنگ تحمیلی ایران و عراق بوده است که این اتفاق در روز ...

داستان جالب حکیم دانا و دختر لجباز


حکیم-دانا-500x281.jpgداستانی که امروز برای شما انتخاب کردیم ماجرای دختری است که از ناحیه باسن آسیب می بیند ولی اجازه نمی ...

اس ام اس قبولی روزه و طاعات و عبادات


ramazan.jpgماه رمضان ماه مهمانی خدا و ماه پاک شدن از گناهان است. وجود شب های پر برکت قدر در این ...

کاریکاتور آخر و عاقبت فیلترشکن‌ در ایران!


عاقبت-فیلترشکن‌-500x343.jpgبعد از ماجرای فیلتر تلگرام و عدم دسترسی مردم به آن چند روز پیش وزیر ارتباطات اعلام کردند تصمیم دارند ...

شما آدم سر سختی هستید؟


30181-500x333.jpgتحمل افراد مختلف در موقعیت های مختلف متفاوت است. برخی بیش از حد سخت می گیرند و برخی آدم هایمنعطف ...

داستان جالب شاهین چنگیزخان مغول


شاهین-چنگیزخان-1.jpgچنگیز خان مغول بعد از متحد کردن اقوامی توانست حاکم مغولستان شود و چنان پرقدرت عمل کرد که بعد از ...

کاریکاتور واکنش شهرزاد به طرح جدید مجلس درباره ازدواج دختران!


ازدواج-دختران-500x371.jpgخبر جدیدی منتشر شده است مبنی بر اینکه با تصویب مجلس دیگر دختران بالای ۲۸ سال برای ازدواج نیازی به ...

آیا از نظر دیگران شما دوست داشتنی هستید؟


30218.jpg حتما شما هم با آدم هایی مواجه شده اید که از همان نگاه اول اصطلاحا به دل می نشینند.این گونه ...

اس ام اس تبریک حلول ماه مبارک رمضان


ام-اس-تبریک-ماه-رمضان.jpgبا نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان , ماه مهمانی خدا باید خود را آماده این ماه بزرگ کنیم . ...

داستان جالب محمدعلی پاشا و پسرک


محمدعلی-پاشا.jpgمحمدعلی پاشا حاکم و والی مصر بود. او توانست تحولی عظیم در مصر ایجاد کند و در اقتصاد و ارتش ...




مورد استفاده:
به كسی گفته می‌شود كه اصرار زیاد به كار غیرممكن دارد.

در دوره‌ای كه نادر افشار پادشاه ایران بود، حكایت‌های جالبی نقل شده است. نادرشاه مرد جنگ بود و بیشتر عمر خود را صرف لشكركشی‌های مختلف كرد و تا توانست تمام ایران را تحت فرمان خود درآورد و حتی به كشورهای همسایه‌ی خود نیز لشكركشی كرد و آنها را هم تحت اطاعت خود درآورد. از جمله هند كه آن موقع كشوری بزرگ با ذخایر فراوان طلا و نقره و انواع جواهرات و الماس بود. نادر غنایم فراوانی از این حمله‌ها جمع آوری كرد و به ایران آورد.

در یكی از جنگ‌هایی كه نادر با شورشیان داخلی ایران داشت، چون نادر جوان بود و تجربه‌ی كافی در جنگ نداشت، دشمن در منطقه‌ای كمین كرد و از پشت به سپاه او حمله كرد نادر توان دفاع از پشت سر را نداشت و غافلگیر شد. سربازانش یكی پس از دیگری با ضربات دشمن از پای درمی‌آمدند و می‌رفت تا نادر با سپاهیانش در این جنگ شكست بخورند. اما در آن حال چاره‌ای به ذهنش رسید و دستور عقب نشینی داد تا پس از آرایش دوباره سپاه با یك نقشه و طرح جدید وارد جنگ شوند.

ولی دشمن كه دید شكست سپاه نادر نزدیك است و تعداد كمی از سپاهیانش باقی مانده‌اند اجازه عقب نشینی به آنها نداد. هركس می‌خواست از میدان جنگ عقب نشینی كند را دنبال می‌كرد یا اینكه با ضربه‌ای او را از پای درمی‌آوردند.
در این میان نادرشاه به كمك عده‌ای از نزدیكانش توانست به سمت بیابان فرار كند. نادر آنقدر دوید تا مطمئن شد كسی او را دنبال نمی‌كند و به حدی دور شده كه به راحتی نمی‌توانند او را پیدا كنند. كم كم تشنگی و گرسنگی باعث ضعف او می‌شد كه از دور روستای كوچكی را دید. جان دوباره‌ای گرفت به امید نجات یافتن از این شرایط به هر نحوی كه بود خود را به آن روستا رساند.
نادر به اولین خانه‌ای كه رسید در زد. پیرزنی در را باز كرد و وقتی او را ضعیف و ناتوان دید به خانه‌اش راه داد. نادر همان وسط اتاق افتاد. دیگر توان حركت نداشت. به سختی شروع به حرف زدن كرد و گفت: پیرزن! من نادرشاه، پادشاه ایران هستم هرچه در خانه برای خوردن و آشامیدن داری برایم بیاور.

پیرزن كه اصلاً او را نمی‌شناخت با بی‌تفاوتی گفت: هركسی می‌خواهی باشی، باش! تو میهمان من هستی و من در حد توانم از میهمانم پذیرایی می‌كنم. نادر گفت: هرچه تو می‌گویی. من گرسنه و تشنه‌ام چیزی برای من بیار. پیرزن گفت: حالا غذایی برای خوردن ندارم ولی آب هست برایت می‌آورم. پسر من خاركن است. بارش را امروز به شهر برده تا بفروشد و با پولش آرد بخرد تا من نان بپزم. اگر صبر كنی تا پسرم بیاید نان هم دارم و كوزه‌ی آب را جلوی نادر گذاشت.

نادر كه خیلی تشنه بود سریع ظرفی را پر از آب كرد و سر كشید. در همین حین صدای گاوی را شنید از پیرزن پرسید این مگر صدای گاو نیست؟ پیرزن گفت:‌بله. گفت: خوب برو مقداری شیر بدوش بیاور تا من بخورم.
پیرزن گفت: گاو من نر است. اگر ماده بود و شیر داشت خودم می‌دوشیدم و می‌آوردم با هم بخوریم.

نادرشاه كه بی‌نهایت خودرأی بود و حرف حساب سرش نمی‌شد، اصرار می‌كرد كه من این چیزها سرم نمی‌شود و من گرسنه‌ام برو برای من شیر گاو را بدوش و بیاور.
پیرزن گفت: حالا فهمیدم كه تو پادشاهی. حتماً به زیردستانت هم مثل من حرف ناحسابی زدی كه حالا در این بیابان گرسنه و تشنه رهایت كردند. من می‌گویم نر است، تو می‌گویی بدوش.

ارسال شده در جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷ و ۲۰:۲۸


نمونه سوالات پیام نور